همبستگی


پدیده همبستگی کلی است متشکل از و مشتمل بر شهروندانی با فردیت نهادینه شده که چه بطور مستقل و بدون واسطه و چه از طریق احزاب و سازمانهای مدنی و صنفی یعنی بطور باواسطه گرد هم می‌‌آیند تا دموکراسی را تحقق بخشند. واژه همبستگی قبل از هرچیز در جوهر معنائیش امری نسبی است و نه مطلق و در سطوح و میزانهای گوناگون در همگامی و همفکری اشخاص و جریانهای سیاسی و سازمانهای مدنی و یا قشرهای اجتماعی و گروههای مردمی قابل مشاهده است.

واژه همبستگی در کنار واژه شهروند، بعنوان یک مقوله سیاسی و جامعه شناسی شامل مفاهیم همپرسی و همفکری، همبختی و همدلی، همگامی و همکاری است. همبستگی شهروندان تنها در نتیجه روندهای همبسته عاطفی، روانی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و ساختاری و با آمادگی برای گذشت، تغییر، خودآفرینی و همیاری، زدایش تعصبها، نقصانها و کاستیهای خود جهت رهائی میهن امکان پذیر است و به معنای تحقق فرایند شهروندی و قبول مسئولیت مردم نسبت به حقوق انسانی و شهروندی یکدیگر است. گسترش، ژرفش، فعال و زنده کردن حافظه مکتوب و شعور و عاطفه اجتماعی امروز جامعه ما جهت فراروئی و تکامل امر همبستگی ملی، نیازمند تلاش و کوشش ملی و اقدامات زنجیره‌ای و پیوسته آگاهان و همه نیروهای طرفدار آزادی و دموکراسی است.

«برخی از نویسندگان از چهار نوع همبستگی سخن گفته اند: همبستگی فرهنگی یعنی اشتراک کلی در ارزشها، همبستگی هنجاری یعنی هماهنگی میان ارزشهای فرهنگی و شیوه های رفتار، همبستگی ارتباطی یعنی گسترش ارتباطات در سیستم اجتماعی، و همبستگی کارکردی یعنی وابستگی متقابل اجزاء نظام یا عدم تغایر میان آنها. همبستگی ملی مستلرم هر جهارنوع است. اما در سطح سیاسی تر سه نوع آخر از اهمیت بیشتری برخوردارند.»* همبستگی ملی شهروندان بر اساس تاثیر متقابلی از قبیل رشد و تکامل فرایند استقلال رای و نظر؛ نهادینگی فردیت و نظام شخصیت شهروندان؛ گسترش و توانمندی سازمانهای مدنی، صنفی و فرهنگی مردم نهاد؛ تکامل دیدگاهی و شفافیت برنامه ای؛ پختگی و انسجام ساختاری احزاب سیاسی مقدور و میسر میگردد. اما هر حرکت بزرگ اجتماعی از نقطه ای اغاز میگردد و یک کانون ابداع گر و موتور متحرک و انگیزش گر دارد

در جامعه ما، مثل همه جوامع بشری، فرایند همبستگی ملی شهروندان میتواند به لحاظ نظری براساس: الف) قانون و نقش دولت، ب) به کمک کنشگران بخشهای اقتصادی جامعه، ج) بر بنیاد جامعه مدنی و گسترش سازمانهای مردم نهاد ایجاد و گسترش و تحکیم یابد. میزان پایداری و نهادینگی همبستگی میتواند به فرایندهای اساسی و ضروری دیگر دموکراسی و تحول اجتماعی مثل جنبش انتخابات آزاد و جنبش دفاع از حقوق شهروندی و جنبش تساوی طلبی برای زنان یا اقوام ایرانی و جنبشهای صنفی و برابری اجتماعی کمک موثر بنماید. فرایند همبستگی شهروندان در کشورمان تا کنون به لحاظ فکری - سیاسی - ساختاری و به شکل یک پروژه گسترده و کلان و فراگیر برنامه ریزی نشده است و جدا از روندهایی در میان زنان و جوانان و دانشجویان، عموما به شکل یک روند ناپیوسته و در ابعاد خرد و خودانگیخته پیش رفته است.

موانع بزرگ بر سر راه همبستگی ملی شهروندان را میتوان در پایه اجتماعی و منافع گوناگون قشرها و گروههای اجتماعی و قومی، در ماهیت سیاستها و عملکردهای سازمانهای سیاسی و مدنی، در ناپایداری جنبشها و برآمدهای مردمیش، در رایطه با پرسشهای جدی ذیربط به الگوهای توسعه سیاسی، فقدان پایه‌های رشد و توسعه اقتصادی، مشکلات اقتصاد رانتی نفتی، چیرگی بیش از حد دستگاه بوروکراتیک و نقش مسلط دولت بر حیات سیاسی و اقتصادی جامعه دید.

در برون از ایران جهت پشتیبانی از نیروهای داخل کشور میتوان با ارائه دیدگاههای نو و با بازنگری و بازسازی مدلهای تاکنونی و تجربه های گوناگون به برپائی نهادها و تدارک حرکتهای جنبشی و دموکراتیک در بخشهای مختلف زیر اقدام نمود:

- در بخشهای اقتصادی با ترکیبی از مدیران و تولیدگران بخش خصوصی و کارشناسان و تحلیل گران اقتصادی فعال خارج از کشور؛

- در بخش سیاسی با ترکیبی از احزاب سیاسی و کوشندگان مستقل، بطور دموکراتیک و حتی المقدور از همه طیفها و نیروهای طرفدار دموکراسی و حقوق بشر؛

- در بخش اجتماعی با شرکت همه فعالان و نهادهائی که در زمینه جنبشهای اجتماعی: جنبش زنان، حمایت از کودکان خیابانی، جنبش ضد اعتیاد، به همراه ترکیبی از جامعه شناسان و روانشناسان متعهد و کوشنده در زمینه مسائل میهن.

- در زمینه های فرهنگی با شرکت همه کوشندگان فرهنگ و هنر، شاعران و هنرمندان سینما و تئاتر، به طور موازی و غیر متمرکز و گسترده و افقی.

- فرایند هم اندیشی، همگامی و هماهنگی بین سایتها و رسانه های خبری و پژوهشی در جهت تدارک و ایجاد کانون و نهاد همبستگی ارتباطی میتواند به چهار محور فوقانی جامعه مدنی یاری رسانده و اسباب فراروئی همبستگی ملی را فراهم آورد.

در نتیجه گسترش و انسجام این فرایندهای پنجگانه میتوان پروژه تکامل یافته تر و همانا نهاد و شبکه همبسته سرتاسری و هسته متمرکز و یا دفتر و سامانه ای برای سازماندهی همبستگی ملی، که پشتیبان جنبش سراسری مردم و رستاخیز ملی ایران باشد، برپاداشت.

ملت ما به رغم تفاوتها و تنوعات در خواسته‌های گروهها و قشرها،بواسطه اشتراک ضرورتها و تراکم خواستها و مطالبات آزادیخواهانه و دموکراتیک خود در برابر استبداد دینی و تمامیت خواهی رژیم ولایی، راهش را در پی کوششها و مبارزاتی پیگیرانه از درون سنگلاخ‌ها و ورای سدها پیدا و هموار ‌نموده و خواهد نمود. بجاست که آگاهان و کنشگران ایرانی بر اساس اشتراکات و تفاوتهای قشرها و گروههای مردم و بر اساس امکانات و تشکلهای موجود، با طرح دیدگاههایی مدرن و ارائه پروژه های کارا و جدید فرایند همبستگی شهروندان و تامین یگانگی ملی در جامعه را بر بنیاد شعور تجربی و تاریخی میهن مان، با بازنگری تجارب غنی مشروطیت و جنبش ملی کردن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق و بهره گیری از تجربه تلخ ۱۳۵۷ پی جویند، تا در آینده ای نه چندان دور آفتاب حاکمیت ملی و جمهوری ایران با دولتی حقوق مدار و مدرن در سرزمین باستانی ما بدمد

* برگرفته از کتاب عقل در سیاست، نوشته حسین بشیریه، صفحه 790
بقیه مطلب برگرفته از مقالات زیر نوشته علی اصغر سلیمی:
فرایند همبستگی ملی و تشکل اراده ملت
همبستگی ملی و انتخابات دوره دهم
سیزده آبان ۱۳۸۸ جهشی بزرگ در راه همبستگی ملی ایرانیان



 

Copyright © by همبستگی شهروندان. Alle Rechte vorbehalten.
Diesen Artikel ausdrucken

[ Zurück ]